معنی تازهبتازه
4 بازدید
[ زَ / زِ بِ زَ / زِ ] (ق مرکب) چیزهای جدید پشت سرهم. (فرهنگ نظام). نوبنو. بطور مجدد. مکرراً. (ناظم الاطباء). نوی و تازگی مکرر. بدون راه یافتن کهنگی.
کلمات همقافیه با «تازهبتازه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر