معنی تازش

معنی تازش

12 بازدید
[ زِ ] (اِمص) قطره زدن. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا). || تاختن و تک و پوی کردن باشد. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا). دویدن. (غیاث اللغات). اسم مصدر تازیدن است. (فرهنگ نظام). محمد معین در حاشیهٔ برهان آرد: پهلوی «تاچشن» از تاز+ ش (اسم مصدر): کُه اندام و مَه تازش و چرخ گرد زمین کوب و دریابر و ره نورد. اسدی (از فرهنگ نظام). ببازی ز تازش نَاِستاد باز شد آن گوی چون مهره، او مهره باز.اسدی. دمان شد سنان بر همه کرد راست خروشید کاین گرد و تازش چراست.اسدی. از این تازش آگه نبد پهلوان چو شد آگه آشفته شد بر گوان.اسدی. بیک تازش، از باد تک درگذاشت دو گوشش گرفت و معلق بداشت.اسدی. تراست اکنون بر کوه پیچش تِنّین چنانکه بودت در بحر تازش تمساح. مسعودسعد (دیوان چ رشید یاسمی ص ۷۸). تازش او بحرص چون صرصر گردش او بطبع چون دردور. مسعودسعد (ایضاً ص ۲۶۷).

کلمات هم‌قافیه با «تازش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید