معنی تازرت
6 بازدید
[ ] (اِ) نوعی ماهی بمغرب. (از دزی ج ۱ ص ۱۳۸). ابن بطوطه در رحله آرد: مردم [ جزیرهٔ طیر واقع در خلیج فارس ] بامداد و شام نوعی ماهی شکار می کردند که به فارسی آنرا شیرماهی خوانند... و آن مشابه ماهیی است که ما (مردم مغرب) آنرا تازرت نامیم. (از رحلهٔ ابن بطوطه چ مصر ج ۱ ص ۱۶۹).
کلمات همقافیه با «تازرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر