معنی تاریک و تنگ
5 بازدید
[ کُ تَ ] (ص مرکب، از اتباع) تیره و سخت. تار و تنگ. تاریک و سخت. تیره و تار: نباشد مرا زین سپس با تو جنگ ببینی کنون روز تاریک و تنگ.فردوسی. رجوع به تار و تنگ شود.
کلمات همقافیه با «تاریک و تنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر