معنی تاریکجوی
5 بازدید
(نف مرکب) ظلمت طلب. بیراهه رو. منحرف. کجرو: بپرسید کار پرستش بچیست بنیکیّ یزدان گراینده کیست چنین داد پاسخ که تاریک جوی روان اندرآرد بباریک موی. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۸ ص ۲۵۳۹).
کلمات همقافیه با «تاریکجوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر