معنی تاریکبخت
5 بازدید
[ بَ ] (ص مرکب) بدبخت. تیره بخت. مدبر: به رسم مسیحا کنون مادرش کفن سازد و گور و پوشد سرش نه افسر نه دیبای رومی نه تخت چو از بندگان دید تاریک بخت. فردوسی (از شاهنامه چ بروخیم ج ۸ ص ۲۳۶۵).
کلمات همقافیه با «تاریکبخت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خت» برای سرودن شعر