معنی تاریمرادی
6 بازدید
[ مُ ] (اِخ) طایفه ای از ایلات کرد ایران که تقریباً ۱۰۰ خانوار میشوند و در نقاره خوان و کانی وریژ سکنی دارند و منتسب به طایفهٔ مندمی هستند. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۵۹).
کلمات همقافیه با «تاریمرادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر