معنی تاریخ گشتن
6 بازدید
[ گَ تَ ] (مص مرکب) تاریخ شدن. بزرگ و مشهور شدن : شهریارا روزگار تو بتو تاریخ گشت همچو تو از دولت تو بهره ور شد روزگار. فرخی. تاریخ گشته رفتن مهد تو در عرب چون در عجم کرامت تو داستان شده. خاقانی. رجوع به تاریخ شدن و تاریخی شدن شود.
کلمات همقافیه با «تاریخ گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر