معنی تارکشکاف
7 بازدید
[ رَ شِ ] (نف مرکب) شکافندهٔ تارک. شکنندهٔ فرق : یلان را بمنقار درّنده ناف سران را بچنگال تارک شکاف. اسدی (گرشاسبنامه).
کلمات همقافیه با «تارکشکاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر