معنی تارکادب
5 بازدید
[ رِ اَ دَ ] (ص مرکب) بی ادب. (آنندراج) (فرهنگ نفیسی). گستاخ و بدخوی. (فرهنگ نفیسی): در هند که زادگانْش تارک ادب اند لبریز جهالت اند و فاضل لقب اند اوساطالناس چون از اول همه حشو اشراف همه سید و قنبرنسب اند. واله هروی (از آنندراج). رجوع به مجموعهٔ مترادفات ص ۷۴ شود.
کلمات همقافیه با «تارکادب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دب» برای سرودن شعر