معنی تارونه
5 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ) غلاف شکوفهٔ نخل است که هنوز نشکفته و از آن خوشه برنیامده باشد. (انجمن آرا) (آنندراج). غلاف شکوفهٔ درخت خرما که هنوز نشکفته و خوشه برنیامده. (فرهنگ نظام). || بعضی پوست غلاف و شکوفه و کرونر آنرا که کافورالنخل و دقیق النخل و گشن نامند و هر سه را دانسته اند. (انجمن آرا) (آنندراج). || بعضی خوشهٔ شکوفهٔ آنرا [ نخل را ] که طلع نامند، دانند. (انجمن آرا) (آنندراج). بهترین آن دانهٔ خوشبوی مأخوذ از نر آنست و مقوی دماغ و قلب و روح است، عرق آن مکرر خورده شده است و آنرا غنچهٔ خرما و کاردوالی نیز گویند و به عربی کفری خوانند. (انجمن آرا) (آنندراج). در شیراز عرق تارونه فراوان است. (فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «تارونه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر