معنی تارنته
5 بازدید
[ رَ تِ ] (اِخ) تارانتوم. تارانت. رجوع به تارانت (شهر) شود. مؤلف قاموس الاعلام ترکی آرد: نام شهر و اسکله ایست در جنوب ایتالیا در کنار خلیجی موسوم بهمین اسم. عدهٔ نفوسش به ۲۷۵۰۰ تن بالغ گردد. این شهر در جزیره ای بنا شده است و به وسیلهٔ دو پل سنگی با ساحل مربوط میشود. یک رصیف بسیار زیبا، یک قلعه، یک کاخ قدیمی و یک کلیسای پر نقش و نگار و بیمارستان نظامی دارد. صنایعش ترقی نموده، صید ماهی و صدفهای گوناگون دارد، و از شهرهای بسیار قدیمی میباشد، دسته ای از کریتی های قدیم در تحت ریاست تاراس نامی بدین مکان مهاجرت گزیده و بنای این شهر را گذارده اند و این شهر در آن ازمنه عرصهٔ وقایع بسیار گردیده و مسقط رأس بعض حکما بوده است. رجوع به تارانت شود.[ رَ تِ ] (اِخ) تارانت (خلیج). مؤلف قاموس الاعلام ترکی آرد: «تارانته کورفزی» (خلیج تارانت)، خلیج نسبةً بزرگی است در شمال غربی دریای یونان و انتهای جنوب شرقی ایتالیا و بنام شهری که در وسطش قرار دارد نامیده شده است. طولش از مشرق بمغرب قریب ۱۴۰هزار گز و عرضش ۱۰۹هزار گز است. رجوع به تارانت (خلیج...) شود.
کلمات همقافیه با «تارنته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر