معنی تارن

معنی تارن

8 بازدید
(اِخ) رودخانه ایست بطول ۳۷۵هزار گز در جنوب فرانسه، از کوه های «لوزر»سرچشمه گرفته نواحی «میلو»، «البی»، «گایاک»، «مونتوبان» و «مواساک» را مشروب می سازد و سپس وارد رود «گارون» میشود. مؤلف قاموس الاعلام ترکی آرد: تارن نام نهری است در فرانسه که در کوه لوزره سرچشمه گرفته بجانب جنوب جاری میشود و داخل ایالت اویرون گردد، و از بین قصبات میلو، آلبی، غایاق، یلموز، مونتوبان و موآساق گذشته مسافت ۳۵۰هزارگزی را طی می کند، و آنگاه از ساحل راست وارد نهر غارونه میشود و ضمناً از طرف راست با نهر آویرون و از سوی چپ به سه نهر «دوربیه»، «دوردو» و «رانسه» می پیوندد.
(اِخ) ایالتی است در جنوب غربی فرانسه دارای دو ناحیه و ۳۶ بخش و ۳۲۵ بلوک و ۲۹۸۱۱۷ تن سکنه میباشد. مؤلف قاموس الاعلام ترکی آرد: یکی از ایالات جنوبی فرانسه و بنام نهری که از وسطش میگذرد نامیده شده است، از طرف شمال شرقی به ایالت آویرون، از سمت مغرب بدو ایالت تارن و غارونه، و غارونهٔ علیا، و از جهت جنوب شرقی به ایالت هرولت محدود میباشد. مساحت سطحش ۵۷۴۰هزار گز مربع و شمارهٔ نفوسش بالغ بر ۳۵۹۲۵۲ تن میباشد. اراضی آن و مخصوصاً قسمت شمالی آن کوهستانی است و علاوه بر تارن، نهرهای آغو، یور و آویرون در آن سرزمین جاری میباشد و محصولاتش عبارت است از حبوبات مختلف، کتان، کنف، مقدار زیادی شراب. جنگل ها و چراگاههای فراوان نیز دارد. گوسفند و گاو فراوان در این نواحی پرورش مییابد و معادن بسیار دارد. از آن جمله معدن آهن، سرب، مانگنز، زغال، سنگ مرمر، سنگ های ساختمان فراوانست. کارخانه های بسیاری در این ولایت تأسیس شده است از قبیل کارخانهٔ منسوجات ابریشمی و نخی و کرباس بافی، کلاه سازی، و نظایر اینها، و نیز دارای کارخانه های بزرگ آهن و رنگرزی میباشد. مرکزش آلبی است. رجوع به «تارن اِ گارن» شود.

کلمات هم‌قافیه با «تارن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید