معنی تارص
6 بازدید
[ رِ ] (ع ص) استوار: فرس تارص؛ اسب استوارخلقت. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «تارص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رص» برای سرودن شعر