معنی تارش
6 بازدید
[ رِ ] (ع ص) نعت است از ترش. (منتهی الارب). || بدخلق. || بخیل. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).(اِخ) (سخت) (قاموس کتاب مقدس). یکی از دو نفر خواجه سرا و دربان اخشوروش است. این دو نفر خیال کشتن اخشوروش (کوروش) داشتند و مردخای کشف این مکیدت را نمود، ملک را اعلام کرده تا هر دو بدار کشیده شدند. (کتاب استر ۲: ۲۱ و ۲۶: ۲) (قاموس کتاب مقدس). رجوع به «تارس» شود.
کلمات همقافیه با «تارش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رش» برای سرودن شعر