معنی تاردان
6 بازدید
(اِ مرکب) ظرفی که در آن برای طنبور و سه تار، تارها نگاه دارند تا عندالحاجة بکار آید. (غیاث اللغات). ظرفی که در آن تارهای ساز نگه دارند. (آنندراج): ازبهر ساز عشرت او می نهد قضا تار دوائر فلکی را به تاردان. ملا طغرا (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تاردان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر