معنی تاربام
6 بازدید
(اِ مرکب) صبح نخست، صبح زود که هنوز هوا تاریک باشد. صبحی که هنوز تاریکی بر روشنی غلبه دارد. تاریک روشن. گرگ و میش. هوای صبح پس از دمیدن سپیده : سپیده دم که وقت تاربام است نبید راوقی رسم کرام است. ؟ (از شمس قیس در المعجم چ مدرس رضوی چ ۱ ص ۲۰۱). این بیت از منوچهری است. رجوع بدیوان منوچهری چ دبیرسیاقی ص ۱۷۴ شود
کلمات همقافیه با «تاربام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر