معنی تاراج رفتن
5 بازدید
[ رَ تَ ] (مص مرکب) به غارت رفتن. به چپاول رفتن. به چپو رفتن. تاراج شدن. - به تاراج رفتن : تو خاقنی که بتاراج امتحان رفتی ز گرد کورهٔ وارستگی طلب اکسیر.خاقانی. گل بتاراج رفت و خار بماند گنج برداشتند و مار بماند.(گلستان). رجوع به تاراج شود.
کلمات همقافیه با «تاراج رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر