معنی تاج قلعه
6 بازدید
[ قَ عَ ] (اِخ) قلعهٔ تاج. ناحیتی بطارمین بر شمال سلطانیه. حمداللََّه مستوفی در نزهة القلوب آرد: طارمین ولایت گرمسیر است بر شمال سلطانیه بر یک روز راه و در او ارتفاعات بسیار نیکو می باشد و اکثر میوهٔ سلطانیه از آنجاست... اول طارم علیا از توابع قلعهٔ تاج بوده است قرب صدپاره دیه است... (نزهة القلوب چ گای لیسترانج ج ۳ ص ۶۵).
کلمات همقافیه با «تاج قلعه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عه» برای سرودن شعر