معنی تاج سکندر
6 بازدید
[ جِ سَ کَ دَ ] (اِخ) افسر اسکندر مقدونی. تاج اسکندری. رجوع بهمین ترکیب شود. مؤلف آنندراج گوید: ظاهراً برای تقابل با تخت سلیمان است : بنگر چمن از عنبر و کافور مکلل بنگر سحر از لؤلؤ و یاقوت مشجر برطرف چمن هست مگر تخت سلیمان بر فرق سرم هست مگر تاج سکندر. امیرمعزی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تاج سکندر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر