معنی تاج بر سر زدن
6 بازدید
[ بَ سَ زَ دَ ] (مص مرکب) تاج بر سر نهادن. تاج پوشیدن. تاج برگذاشتن. (مجموعهٔ مترادفات): می گذارم سر بخاک درگهش تاج را بر فرق شاهان میزنم. تنها (از مجموعهٔ مترادفات). رجوع به تاج پوشیده و تاج بر سر نهادن شود.
کلمات همقافیه با «تاج بر سر زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر