معنی تاجفروز
4 بازدید
[ فُ ] (نف مرکب) فروزندهٔ تاج. شکوه دهندهٔ خسروان. ارجمند گردانندهٔ پادشاهی. مجازاً موجب سربلندی : خسرو صاحب القران، تاج فروز خسروان جعفردین به صادقی، حیدر کین بصفدری. خاقانی (چ عبدالرسولی ص ۴۳۰).
کلمات همقافیه با «تاجفروز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر