معنی تاجرة
5 بازدید
[ جِ رَ ] (ع ص، اِ) مؤنث تاجر. (اقرب الموارد). || ناقهٔ خریدار گیر، ضد کاسد. (منتهی الارب). اسب نجیب. (منتهی الارب).[ جَ رَ ] (اِخ) شهرکی است بمغرب از ناحیت هنین در سواحل تلمسان، و آن مولد عبدالمؤمن بن علی صاحب مغربست. (معجم البلدان). رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «تاجرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر