معنی تاجبن محمود
4 بازدید
[ جِ نِ مَ ] (اِخ) تاج الدین العجمی الاصفهندی الشافعی. ساکن حلب، در حدود سال ۷۲۷ هـ . ق. متولد شد، از ایران به حلب رفت و از آنجا روی به حجاز آورد پس از ادای مراسم حج به حلب باز گشت و در «راحیه» سکونت گزید و بتدریس نحو پرداخت و «حاوی» را نیز درس داد و او پیشوایی پرهیزکار و مجرد بود و از امور دنیوی کناره می گرفت. شرحی بر «محرر» نگاشت و شرحی بر «الفیه» ابن مالک نوشت که چندان حائز اهمیت نیست و تصدی امور طلاب را داشت و متصدی فتوی نیز بود. صبح تا ظهر در جامع «کبیر» بدرس گفتن اشتغال داشت و از ظهر تا عصر در جامع «منکلی بغا» و از عصر تا مغرب در «رواحیه» به فتوی اشتغال داشت و گاهی در فتوی توهمی باو دست میداد و در فتنه ای اسیر گشت و ابراهیم صاحب «شماخی» او را از امیر تیمور باز خرید و او را با احترام بشهر وارد کرد. در آنجا ببود تا ماه ربیع الاول سال ۸۰۷ هـ . ق. درگذشت و خطیب ناصریه از شاگردان اوست. (از تاریخ حلب ج ۵ ص ۱۴۲). صاحب روضات الجنات آرد: گویا اصفهانی است و شرح حالش در «تقریب» ابن حجر ذکر شده است و همراه «لتکیه» اسیر شد و همشهریانش او را بشهر برگردانیدند و از محضروی استفاده می کردند و نیز گوید که او خط نداشت. (روضات ص ۵۹ در ذیل ترجمهٔ احمد اصفهانی).
کلمات همقافیه با «تاجبن محمود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر