معنی تاجبخشی
6 بازدید
[ بَ ] (حامص مرکب) عمل تاج بخش، اعطای سلطنت. || بزرگی. جلال. پادشاهی : چو سر از تن برفت سرنکشد نخوت تاجبخشی دستار.خاقانی. بنور تاجبخشی چون درخشست بدین تایید نامش تاج بخشست. نظامی (خسرو و شیرین ص ۱۹). بفیض ابروی سیما درخشی جهان را تازه کرد از تاجبخشی. نظامی.
کلمات همقافیه با «تاجبخشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر