معنی تاجالملوک
4 بازدید
[ جُلْ مُ ] (ع اِ مرکب) اقونیطون مأخوذ از یونانی داروئی مخدر و مسکن که یک قسم آنرا باغبانهای تهران گل تاج الملوک گویند. (فرهنگ نفیسی تألیف مرحوم ناظم الاطباء). اقونیطون از دستهٔ خربقی ها از تیرهٔ آلاله ها، دارای گلهای نامنظم که از پنج گلبرگ آن سه عدد بسیار کوچک و دو عدد بسیار بزرگ شده و برگشته است. در ریشه های ضخیم آن مادهٔ سمی «آکونی تین» یافت شود. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین ج ۱ ص ۱۵۳ بنقل از کتاب گیاه شناسی گل و گلاب) اکونی تین، عصاره ای است الکولوئیدی (شبه قلیائی) که از ریشهٔ اقونیطون می گیرند و در طب مستعمل است و سم خطرناکی است. «اکونیت» گیاهی است از خانوادهٔ «آلاله ها» با ساقه های بلند و برگهای سبز تند و گلهایی برنگ آبی تیره. اقونیطن. بیونانی خانق النمر است (تحفهٔ حکیم مؤمن ص ۱۶). و رجوع به خانق النمر شود.[ جُلْ مُ ] (اِخ) بوری بن طغتکین والی دمشق دومین از اتابکان آل بوری (۵۲۲- ۵۲۶ هـ . ق.) (ترجمهٔ طبقات سلاطین اسلام ص ۱۴۲) مؤلف قاموس الاعلام ترکی آرد: تاج الملوک. بوری بن طغتکین یکی از ملوک دمشق شام است. وی بسال ۵۱۲ هـ . ق. پس از وفات پدر جلوس کرد. در خلال این احوال فرقهٔ اسماعیلی در دمشق ظهور و کسب اقتدار کردند. و حکومت تاج الملوک را متزلزل ساختند و مزدقان پیشوای آن فرقه باعیسویان همدست شد و نقشهٔ هجوم بدمشق را طرح کرد. تاج الملوک از این موضوع با خبر گردید بنا گاه مزدقان را دستگیر و مقتول ساخت و اسماعیلیان را در دمشق قتل عام کردند و خون آنانرا مباح داشتند. نیروی مسیحی که متوجه تصرف دمشق بود متفرق و پریشان گشت ولی بسال ۵۲۵ هـ . ق. فرقهٔ مزبور دوباره قیام کردند. تاج الدین در جنگ زخمی شده بعد از این سال بر اثر آن جراحت در گذشت و پسرش شمس الملوک بجای پدر جلوس کرد. او پادشاهی دلیر و غیور بود، شعرای زمانش، از جمله ابن الخیاط ویرا مدح گفته اندانتهی. در تاریخ ابن اثیر آمده است: در رجب این سال (۵۲۶ هـ . ق.) تاج الملک بوری بن طغتکین صاحب دمشق وفات یافت و سبب مرگش جراحتی بود که بوسیلهٔ باطنیه بروی وارد گشت و بر اثر آن ناتوان شد و قوایش را از دست داد و در ۲۱ رجب بمرد و وصیت کرد که پس از وی پسرش شمس الملوک اسماعیل حکومت کند و امارت بعلبک و اعمال آنرا به پسر دیگرش شمس الدوله محمد دهند. بوری مردی شجاع و کثیرالجهاد و مقدم بود و بر طریق پدر میرفت و بر او نیز پیشی گرفت و اکثر شعرا مخصوصاً ابن الخیاط وی را مدح گفته اند. (کامل ابن اثیر ج ۱۰ ص ۲۹۰) رجوع به بوری شود.[ جُلْ مُ ] (اِخ) مجدالدین ابوسعید بوری بن ایوب بن شاذی بن مروان (۵۵۶ -۵۷۹ هـ . ق.) خواندمیر گوید: در سنهٔ ثمان و ستین و خمسمائه نجم الدین ایوب که ملک افضل نام داشت از اسب افتاد و چند روز متألم بوده بقضاء اجل گرفتار گشت... و از نجم الدین شش پسر و دو دختر ماند بدین ترتیب ملک ناصر صلاح الدین یوسف، ملک عادل سیف الدین محمد، شمس الدوله، تورانشاه، سیف الاسلام طغتکین شاهنشاه ، تاج الملوک بوری... (حبیب السیر چ خیام ج ۲ صص ۵۸۴ -۵۸۷) وی کوچکترین فرزند پدر خویش و مردی فاضل بود و دیوان شعری داشت. اشعارش لطیف بود و در محاصرهٔ حلب با برادرش صلاح الدین شرکت داشت و تیری به زانویش اصابت کرد و بر اثر آن در نزدیکی حلب وفات یافت. (الاعلام زرکلی ج ۱ ص ۱۵۹ از وفیات الاعیان).[ جُلْ مُ ] (اِخ) مرداویج بن علی. رجوع به کتاب مازندران و استراباد رابینو بخش فارسی ص ۱۱۷ و بخش انگلیسی ص ۲۶ و مرداویج... شود.
کلمات همقافیه با «تاجالملوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر