معنی تاجالشعرا
5 بازدید
[ جُشْ شُ عَ ] (اِخ) حمید الدین دهستانی. عوفی در لباب الالباب آرد: الاجل حمیدالدین تاج الشعراء دهستانی، حمید که طبعی داشت چون آب و آتش و شعری چون بوستان جنان خوش. از بزرگی شنیدم که از او نقل کرده می گوید: بزرگوارا آنی که بی عنایت تو زاهل فضل و هنر کس بنام و نان نرسد به پیش رای رفیع تو بر زمین کس را حدیث رفعت خورشید آسمان نرسد بنزد طبع گهر بار و کف زر بخشت زمانه را سخن بحر و لاف کان نرسد بدان خدای که بی حکمت و ارادت او بدی و نیکی هرگز به انس و جان نرسد که هیچ دم نزند در هوای تو دل من کزآن نسیم وفای توام بجان نرسد نیازمندی خدمت بغایتی برسید که وهم خلق دواسپه بگرد آن نرسد بدیگران چو خطاب تو می رسد هر وقت چرا به من که نیم کم ز دیگران نرسد. (لباب الالباب چ اوقاف کیپ ج ۲ ص ۳۵۵). رجوع به دهستانی شود.[ جُشْ شُ عَ ] (اِخ) بنا بقول عوفی لقب محمدبن علی سوزنی است. (لباب ج ۲ ص ۱۹۱). رجوع به سوزنی شود.[ جُ ش شُ عَ ] (اِخ) میرزا نصراللََّه اصفهانی متخلص به شهاب از شعرای دورهٔ قاجاریه و از زنده کنندگان سبک خراسانی است. در جلد دوم فهرست کتابخانهٔ مدرسهٔ عالی سپهسالار ص ۶۱۹ در ترجمهٔ احوال او آمده است: میرزا نصراللََّه اصفهانی شهاب تخلص، از شعرای نامدار می باشد، بسال ۱۲۵۴ بطهران آمده مورد لطف و عنایت حاج میرزا آقاسی ایروانی صدراعظم وقت گردید و ملقب به تاج الشعرا شد، در زمان ناصرالدینشاه تهنیت ها گفته و انعامها گرفته و مأمور نظم مراثی حضرت سیدالشهدا (ع) گردیده است. هدایت گوید: از شعرای معین کثیر الفضل بدیع النظم این دولت همایون است اشعار بسیار به وزن تقارب و قصاید منظوم نموده که همه در نهایت متانت است و کمال رزانت... رجوع به سبک شناسی بهار ج ۳ ص ۳۴۹ شود).
کلمات همقافیه با «تاجالشعرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر