معنی تاتو
6 بازدید
(اِ) اسبی از نوع خرد و کوتاه با موی و یال دراز و موهای بلند بر تن و مؤلف آنرا در بلاد بالکان بسیار دیده است خاصه در رومانی. بر ذون و اوستور و اسب تاتاری <۵۳۰۶۴۰۰۴۰۱۶۱۱۲۰۱>... است. (منتهی الارب). فبعث ولده محمداً لیأتی به فقبص علیه و اتاه به راکباً علی تتو [ بتایین مثناتین اولاهما مفتوحه و الثانیة مضمومة ] و هوالبرذون. (ابن بطوطه).(فرانسوی، اِ) نوعی حیوان پستاندار که بدنش از فلس پوشیده است و در امریکای جنوبی دیده می شود. تاتو. <۵۳۰۶۴۰۰۴۰۱۶۱۱۳۰۱>...(اِ) جانوری که در حمامها و جز آن متکون شود و بتازی ابن وردان گویند. (ناظم الاطباء)
کلمات همقافیه با «تاتو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تو» برای سرودن شعر