معنی تابهٔ زر
6 بازدید
[ بَ / بِ یِ زَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از آفتاب عالم تاب است. (برهان). کنایه از آفتاب و آن را ترازوی زر و ترک نیمروز وترنج زر وترنج مهرگان نیز خوانند. (آنندراج) (انجمن آرا): تابهٔ زر ندیده ای بر سر ماهی آمده چشمهٔ خوربحوت بین وقت صفای زندگی. خاقانی.
کلمات همقافیه با «تابهٔ زر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زر» برای سرودن شعر