معنی تابناک

معنی تابناک

7 بازدید
(ص مرکب) تابدار و روشن و براق. (آنندراج) مشعشع. نورانی. رخشنده : به پرده درون شد خور تابناک ز جوش سواران و از گرد خاک.فردوسی. ز گردنده خورشید تا تیره خاک همان باد و آب، آتش تابناک.فردوسی. همه تن بشستش بدان آب پاک بکردار خورشید شد تابناک.فردوسی. پدید آمد آن خنجر تابناک. بکردار یاقوت شد روی خاک.فردوسی. شده بام از او گوهر تابناک ز تاب رخش سرخ یاقوت، خاک. فردوسی. یکی آتشی برشده تابناک میان باد و آب از بر تیره خاک.فردوسی. که از آتش و آب و از باد و خاک شود تیره روی زمین تابناک.فردوسی. بچگان مان همه مانندهٔ شمس و قمرند تابناکند از آن روی که علوی گهرند. منوچهری. تابناکند ازیرا که ز علوی گهرند بچگان آن به نسب تر که ازین باب گرند. منوچهری. مکن تیره شب آتش تابناک وگر چاره نبود فکن در مغاک. اسدی (گرشاسب نامه). از آن هر بخار اختری تابناک برافروخت از چرخ یزدان پاک. اسدی (گرشاسب نامه). جهانی فروزنده و تابناک که جای فرشته ست و جانهای پاک. اسدی (گرشاسب نامه) بشب، هزار پسر جرعه ریخته بسرش بر بروز، مشعلهٔ تابناک داده بدستش.خاقانی. هر گوهری ار چه تابناک است منظورترین جمله خاک است.نظامی. توبرافروختی دروغ دماغ خردی تابناکتر ز چراغ.نظامی. از آن جسم گردندهٔ تابناک روان شد سپهر درخشان پاک.نظامی. ز مهتاب روشن جهان تابناک برون ریخته نامه از ناف خاک.نظامی. من از آب این نقرهٔ تابناک جدا کردم آلودگیهای خاک.نظامی. نهفته بدان گوهر تابناک رسانید وحی از خداوند پاک.نظامی. بیا ساقی آن آتش تابناک که زردشت میجویدش زیر خاک.حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «تابناک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ناک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید