معنی تئودوز

معنی تئودوز

4 بازدید
[ تِ ءُ دُ ] (اِخ) تئودوسیوس. هندسه دان یونانی که در قرن اول میلادی میزیست. وی در «بیتی نی» متولد شد و بنامهای «تئودوز تری پولیی» و «تئودوز بیتی نیی» نیز شهرت داشت. از وی سه اثر جالب باقی مانده است: «سفه ریکا»، «دو هابیتاسیونیبوس» و «دودیبوس اِنوکتیبوس». رجوع به ثاودوسیوس در همین لغت نامه شود.
[ تِ ءُ دُ ] (اِخ) تئودوسیوس. کنت و ژنرال رومی و پدر امپراتور تئودوز بزرگ متوفی بسال ۳۷۶ م. هنگامی که «پیکت ها» و «اسکوتها» دست بفساد و شورش زده بودند از طرف امپراتور والنتینین مأمور سرکوبی آنان شد و بخوبی از عهدهٔ اجرای آن برآمد و پس از چندی بسال ۳۷۰ م. انقلاب «فیرموس لومور» را در «موریتانی» سرکوب کرد. آنگاه مورد سوءظن امپراتور «والانس» و حملهٔ وزیران دربار قرارگرفت و سپس زندانی و محکوم بمرگ شد.

کلمات هم‌قافیه با «تئودوز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید