معنی تأویل نهادن
5 بازدید
[ تَ ءْ نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) توجیه کردن : عذرها سازی و آن را همه تأویل نهی تا کنی بی سببی تافته ای را شادان.فرخی. ناشدن سخت زشت باشد و تأویل ها نهند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۳۶). || بهانه و عذر آوردن : امیر ماضی وی را بخواند، در رفتن کاهلی و سستی نمود و آنرا تأویلها نهاد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۲۲). رجوع به تأویل شود.
کلمات همقافیه با «تأویل نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر