معنی تأوب
6 بازدید
[ تَ ءَوْ وُ ] (ع مص) بازگردیدن. (منتهی الارب) (از قطر المحیط) (ناظم الاطباء). || بشب آمدن کسی را. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تأوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر