معنی تأنیس
6 بازدید
[ تَ ءْ ] (ع مص) انس دادن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (دهار) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || نزد سبعیه از متکلمین استمالت هر یک از مدعوین است بدان چه هوای او و طبیعت او بدان مایل شود. کمال الدین ابوالغنایم در اصطلاحات صوفیه آرد: تأنیس تجلی در مظاهر حسیه است بخاطر انس دادن مرید مبتدی به تزکیه و تصفیه و آنرا تجلی فعلی نامند. (کشاف اصطلاحات الفنون چ احمد جودت ج ۱ ص ۸۳). || دیدن چیزی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تأنیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر