معنی تأنیث
6 بازدید
[ تَ ءْ ] (ع مص) مؤنث کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (آنندراج). مؤنث خواندن. (آنندراج). خلاف تذکیر در اسم. (منتهی الارب): لیک چون مرد به زن پیوندد حکم تأنیث قوی تر گیرند.خاقانی. || نام ماده بودن لفظی. (فرهنگ نظام). || نرم کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تأنیث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یث» برای سرودن شعر