معنی تأمیم
4 بازدید
[ تَ ءْ ] (ع مص) آهنگ کردن. (تاج المصادر بیهقی). قصد کردن. (زوزنی) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || (در اصطلاح امروز عرب) ملی کردن: تأمیم البترل؛ ملی کردن نفت.
کلمات همقافیه با «تأمیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر