معنی تأمل نمودن
7 بازدید
[ تَ ءَمْ مُ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) نیک نگریستن. اندیشیدن. تأمل کردن : خواجهٔ بزرگ و خواجه بونصر به طارم آمدند و نامهٔ پسران علی تکین را تأمل نمودند. نامه ای بود با تواضعی بسیار. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۰۵). رجوع به تأمل و ترکیبات دیگر آن شود.
کلمات همقافیه با «تأمل نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر