معنی تألیف کردن
5 بازدید
[ تَ ءْ کَ دَ ] (مص مرکب) میان دو تن الفت دادن آنان. || سازواری دادن دو چیز را با هم. || فراهم آوردن کتاب. گرد آوردن مسائل علمی. کتاب نوشتن. رجوع به تألیف شود.
کلمات همقافیه با «تألیف کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر