معنی تألبه
6 بازدید
[ تَ ءْ لَ بَ ] (ع ص، اِ) تأنیث تألب. رجوع به تألب شود. || یکی تألب، بمعنی درختی کوهی که از آن کمان سازند: و نحت له عن ارز تألبة فلقٌ فراع معابل طحل. امرؤالقیس (از تاج العروس ج ۱ ص ۱۵۵). رجوع به تألب شود.
کلمات همقافیه با «تألبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر