معنی تأسیسات
6 بازدید
[ تَ ءْ ] (ع اِ) جِ تأسیس رجوع به تأسیس شود. در تداول فارسی امروز، بنگاه ها و ساختمانها و مانند اینها. و رجوع به تأسیس شود. || تأسیسات قمر؛ در نزد منجمان بر مراکز بحران اطلاق شود و عبارت است از رسیدن قمر بدرجات معین از فلک البروج. رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون ذیل تأسیس و مرکز شود.
کلمات همقافیه با «تأسیسات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر