معنی تأدیب کردن
5 بازدید
[ تَ ءْ کَ دَ ] (مص مرکب) فرهختن و ادب آموختن و تربیت کردن و طریقهٔ نیک آموختن. || سیاست و تنبیه کردن. (ناظم الاطباء). || در این بیت بمعنی منزه و پاک ساختن: به آب اندام را تأدیب کردند نیایش خانه را ترتیب کردند.نظامی.
کلمات همقافیه با «تأدیب کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر