معنی تأدم
5 بازدید
[ تَ ءَدْ دُ ] (ع مص) نان خورش کردن: و اکلهم نارجیل و به یتأدمون و یدهنون. (اخبارالصین و الهند ص ۴).
کلمات همقافیه با «تأدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر