معنی تأخر
5 بازدید
[ تَ ءَخْ خُ ] (ع مص) واپس شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (از ترجمان علامهٔ جرجانی). پس ماندن. (منتهی الارب) (آنندراج) (فرهنگ نظام) (ناظم الاطباء). آخر افتادن. (فرهنگ نظام). ضد تقدم و متأخر ضد متقدم باشد. || درنگ کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تأخر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خر» برای سرودن شعر