معنی تأثیر
6 بازدید
[ تَ ءْ ] (ع مص) اثر و نشان گذاشتن در چیزی. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). نشان گذاشتن در چیزی. (آنندراج). اثر کردن. (زوزنی). و با لفظ داشتن و کردن مستعمل است (در فارسی). (آنندراج): این دوستی چنان مؤکد گردد که زمانه را در گشادن آن هیچ تأثیر نماند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۱۲، چ فیاض ص ۲۱۵). ارکان موالید بدو هستی دارند تأثیر بسی مشمر در وی حدثان را. ناصرخسرو. تن جفت نهانست و بفرمان روانست تأثیر چنین باشد فرمان روان را. ناصرخسرو. آدمی را ز چرخ تأثیریست چرخ را از خدای فرمانیست.مسعودسعد. اینهمه حشمت ز یک تأثیر صبح بخت تست باش تا خورشید اقبالت برآید آشکار. سنایی. کشتهٔ معشوق را درد نباشد که خلق زنده بجانند و ما زنده بتأثیر او.سعدی. جان من زنده بتأثیر هوای لب تست سازگاری نکند آب و هوای دگرم.سعدی.[ تَ ءْ ] (اِخ) نام وی میرزا محسن از تبریزی های متولدشده در اصفهان است. اجداد وی را شاه عباس صفوی از تبریز کوچانید و در اصفهان مسکن داد. تاریخ تولد تأثیر را بر مبنای این دو بیت: در پنجه و پنج عمر درباختنی یک گوهرم افتاد و نشد ساختنی تاریخ به جاخالی دندان آمد انداختمی یکی ز انداختنی. در حدود سال ۱۰۶۰ هـ . ق. دانسته اند و بنا بر تصریح تذکرهٔ خوشگو بسال ۱۱۲۹ هـ . ق. درگذشت. وی از مستوفیان دربار صفوی و چندی هم وزیر یزد بود: چون خلاص از عمل یزد شدم گشتم آسوده فتادم به بهشت پی تاریخ یکی ز اهل سخن قلم آورد و «تخلص» بنوشت. چنانکه از این ابیات آشکار می گردد وی بسال ۱۱۲۰ هـ . ق. از خدمات دیوانی کناره گرفت و با عزت و احترام در خانهٔ خود معتکف گشت تا برحمت ایزدی پیوست. آذر بیگدلی در آتشکده آرد: «با وجود اینکه تخلصش تأثیر است، سخنش بی تأثیر است». او را دیوانی است شامل قصاید، مقطعات، مثنوی ها، غزلیات که در حدود ۱۶۴۳۵ بیت شمرده اند. رجوع به آتشکدهٔ آذر (چ زوار) ص ۱۷۴ و فهرست کتابخانهٔ مدرسهٔ عالی سپهسالار ج ۲ ص ۵۷۳ و کتاب دانشمندان آذربایجان صص ۷۷-۸۱ و قاموس الاعلام ترکی و تذکرهٔ خوشگو و تاریخ یزد آیتی شود.
کلمات همقافیه با «تأثیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر