معنی تأبیر
6 بازدید
[ تَ ءْ ] (ع مص) گشن دادن خرمابن را. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). و طریق تأبیر نخل چنین گفته اند که خرمابن دو قسم است یکی نر و دیگری ماده، شکوفهٔ ماده را می شکافند و در آن شکوفه های نر می افشانند تا بار نیک بیاورد. (منتهی الارب). || تأبیرالزرع؛ اصلاح کردن زراعت را. || تأبیرالقوم؛ هلاک گردانیدن قوم را. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «تأبیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر