معنی تأبیة
5 بازدید
[ تَ ءْ یَ ] (ع مص) (از ثلاثی مجرد اَبَوَ) ابیت له تأبیة؛ گفتم او را پدر من فدای تو باد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). از غایت تواضع و یا محبت پدر خویش را فدای کسی کردن (در گفتار).
کلمات همقافیه با «تأبیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر