معنی تآود
5 بازدید
[ وُ ] (ع مص) دشوار بودن کار بر کسی، سنگین بودن کار بر او. (اقرب الموارد). تاوده الامر؛ به رنج آورد او را کار و گرانبار کرد. || کج و خمیده گردیدن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تآود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر