معنی بی گفتگو
6 بازدید
[ گُ تُ ] (ق مرکب) مخفف بی گفت و گوی. بدون جر و بحث. بدون سخن. بدون گفت و شنود. بدون سؤال و جواب. بدون چون و چرا: جز این هرکه بودند خویشان او بزندان کشیدند بی گفتگو.فردوسی. و رجوع به گفت و گو شود.
کلمات همقافیه با «بی گفتگو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گو» برای سرودن شعر