معنی بی چشم و رو
6 بازدید
[ چَ / چِ مُ ] (ص مرکب) سخت بی حیا. کسی که هر چیز را روشن و آشکار با بی ادبی تواند گفت. بی شرم. رک گو. (از یادداشت بخط مؤلف). بی حیا. (آنندراج): بی چشم و روتری ز تو ای باغبان کجاست گل چیده ای و شرم ز بلبل نکرده ای. محسن تأثیر (از آنندراج). || نمک ناشناس. ناسپاس. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «بی چشم و رو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر