معنی بی میلی
5 بازدید
[ مَ / مِ ] (حامص مرکب) انحراف نداشتن. گردش نداشتن بسویی. چفسیدگی نداشتن. || گرایش نداشتن. عدم تمایل. عدم رغبت. فقدان اشتها. رجوع به میل شود.
کلمات همقافیه با «بی میلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر